گزارشهایی از خیزش در ایران
جرقهٔ اعتراضات اخیر ایران در بازار تهران زده شد. حذف نرخ ارز ترجیحی توسط دولتِ پزشکیان که به جهش ناگهانی قیمت ارز انجامید بهنظر میرسد منابع درآمد رانتیِ بخشهایی از مافیای ارزی و لایههای الیگارشیک را قطع کرده یا بهشدت تهدید کرده باشد. این عامل احتمالاً نیروی محرکهٔ اصلی بسیج بازاریان بوده باشد. همزمان، این تحول به شعلهور شدن اعتراضات گستردهتر تودهای انجامید و موج تازهای از رویاروییهای خیابانی را شکل داد که همچنان در حال گسترش است و بار دیگر نارضایتیهای دیرپای لایههای محروم جامعه را به مبارزه مستقم و خونین کشاند. تاکنون صدها نفر بهدست نیروهای امنیتی کشته یا زخمی شدهاند و دولت نیز اقدام به قطع اینترنت کرده است.
با اینحال، از منظر مبارزهٔ طبقاتی و رادیکالیسم سیاسی، این جنبش در مقایسه با خیزشهای بزرگ دههٔ گذشته ضعیفتر به نظر میرسد. در زمان نگارش این متن، ویژگیهای شاخص آن را میتوان چنین خلاصه کرد:
۱، شعارهای مطرحشده در این تظاهرات عمدتاً ارتجاعی بوده و از حیث جهتگیری طبقاتی بهمراتب ضعیفترند.
۲، میزان نفوذ عناصر مزدورِ وابسته به جریانهای سلطنتطلب و نیروهای سیاسی ارتجاعیِ پیوندخورده با قدرتهای خارجی— هرچند در خیزشهای پیشین نیز وجود داشت— در اعتراضات کنونی بهطور چشمگیری بیشتر بوده است.
۳، در هفتهٔ نخست، بخش عمدهٔ اعتراضات در استانها و شهرهای کوچکِ مناطق غربی کشور گسترش یافت. در پیِ «جنگ دوازدهروزه»، به نظر میرسد این مناطق بیش از دیگر نقاط در معرض شرایط مساعد برای مداخلهٔ خارجی قرار داشتهاند.
۴، این جنبش عمدتاً مواضعی منفعلانه یا مبهم نسبت به مداخلهٔ خارجی اتخاذ کرده است؛ مداخلهای که هدف فوری آن نه رهایی، بلکه بازگرداندن ایران به مذاکراتی است که پس از جنگ دوازدهروزه متوقف شده بود.
۵، همچون جنبشهای پیشین، آشکارترین غیبت همچنان فقدان یک جهتگیری انترناسیونالیستی در اعتراضات است.
در ادامه، سه بیانیه از سازمانهای کارگری ایران ارائه میکنیم. بیانیهٔ نخست، از گروهی کارگری که بهتازگی با آن آشنا شدهایم، هم جهتگیری طبقاتی روشنتری را نشان میدهد و هم سطح بالاتری از شفافیت سیاسی را. متأسفانه، دو بیانیهٔ بعدی در مقایسه با مواضع پیشین خود—نمونههایی از آنها را پیشتر منتشر کردهایم—کاهش محسوسی در خصلت طبقاتی نشان میدهند.
در سال ۱۹۷۸، در نقدِ شعارهای انقلاب ایران، بدیلِ «مرگ بر شاه—یا مرگ بر سرمایهداری» را مطرح کردیم. در آن زمان، این موضع زیر هیاهوی کرکنندهٔ چپِ طرفدار سرمایهداری، از مائوئیستها تا استالینیستها و تروتسکیستها، گم شد… هرگز تصور نمیکردیم که دههها بعد با همان بدیل در شکلی نو روبهرو شویم: «مرگ بر خامنهای یا مرگ بر سرمایهداری». با اینهمه، امروز، پس از بیش از چهل سال مبارزهٔ پیوسته و فداکاریهای بیشمار در سختترین شرایط، کارگران ایران بار دیگر با شجاعت پرچم مستقلِ طبقاتی را برافراشتهاند،هرچند هنوز شکننده، اما بیتردید حاضر و قابل مشاهده.
"شرم باد بر آنان که میگویند: «ما دستگاهی برای جایگزینی دستگاه کهنه نداریم؛ که ناگزیر تمایل به دفاع از بورژوازی ختم
"میشود.» زیرا این دستگاه وجود دارد و آن چیزی نیست جز شوراها (سویتها).
لنین، «یکی از مسائل بنیادی انقلاب»، ۱۹۱۷
"
بیانیهی فعالین کارگری کردستان و آذربایجان
حرکت سنجیده به سمت افق انقلابی، تقابل با سرنگونی طلبی صهیونیستی و تهاجم امپریالیستی در دفاع از طبقهی کارگر و افق سوسیالیستی
ما در لحظهای ایستادهایم که تضادهای ساختاری سرمایهداری ایران، در پیوند با بحران جهانی سرمایه، به آستانهی انفجار رسیدهاند. جمهوری اسلامی، بهمثابهی دولتی سرمایهدارانه، در دل شکافی تاریخی با امپریالیسم آمریکا شکل گرفت، اما این شکاف نه نشانهی رهایی، بلکه بیانگر موقعیت متناقض سرمایهداری در نظم جهانی امپریالیسم آمریکایی بود. درک این شکاف، و تحولات درونی و بیرونی آن، برای هر تحلیل سیاسی رهاییبخش، حیاتیست.
شکاف ساختاری جمهوری اسلامی و امپریالیسم آمریکا، تاکنون چهار مرحلهی تاریخی را طی کرده است:
۱. استحالهی دوم خردادی (۱۳۷۶–۱۳۸۴): تلاش برای بازگرداندن جمهوری اسلامی به مدار امپریالیسم از طریق دموکراسیخواهی لیبرال و جامعهی مدنی.
۲. انقلاب مخملی سبز (۱۳۸۸): پروژهی براندازی نرم با محوریت طبقهی متوسط شهری و رسانههای غربگرا.
۳. شورشهای بیسر ۹۶ و ۹۸: فوران خشم طبقات فرودست، بدون سازمانیابی طبقاتی، و با تلاش اپوزیسیون برای مصادرهی آن.
۴. شکلگیری فاز نهایی سرنگونیطلبی: پیوند کامل پروژهی براندازی با تهاجم نظامی، صهیونیسم، و فانتزیهای لیبرال، با هدف فروپاشی ساختاری ایران و بازآرایی نظم منطقهای.
ما با صراحت اعلام میکنیم:
سرنگونیطلبی امروز، نه تنها پروژهای برای رهایی نیست، بلکه بازوی داخلی امپریالیسم آمریکایی و صهیونیسم جهانی است. این پروژه، با تکیه بر رسانههای جنگطلب، سلبریتیسم بیریشه، و فانتزیهای دموکراسی لیبرال، میکوشد اعتراضات بهحق تودههای فرودست را مصادره کند و آنها را به پیادهنظام حملهی نظامی بدل سازد.
در برابر این پروژه، جمهوری اسلامی نیز با تمام قوا در حال بازتولید مناسبات سرمایهدارانه است. از مصادرهی شعار عدالت در ۵۷ تا خصوصیسازیهای دههی ۷۰، از یارانهمحوری احمدینژاد تا «مولدسازی» رئیسی، و از سرکوب شوراهای کارگری تا تحمیل بار تحریمها بر دوش زحمتکشان، جمهوری اسلامی نشان داده است که نه تنها آلترناتیو امپریالیسم نیست، بلکه خود یکی از اشکال سرمایهداری ست.
در این میان، طبقهی کارگر ایران، بهرغم سرکوب، پراکندگی، و بیسازمانی، بار دیگر به میدان آمده است. اعتصابات گستردهی کارگران پیمانی در پارس جنوبی، اعتراضات کارگران معدن، نیشکر، راهآهن، آموزش و درمان، همگی نشانههایی از بازگشت طبقهی کارگر به صحنهی سیاستاند. این اعتصابات، نه صرفاً صنفی، بلکه حامل امکانهای سیاسیاند؛ امکانهایی برای گسست از هر دو قطب ارتجاع.
ما بر این باوریم که لحظهی کنونی، لحظهی تعیین مرزهاست:
– مرز با صهیونیسم، سلطنتطلبی، و پروژهی براندازی امپریالیستی
– مرز با جمهوری اسلامی، بهمثابهی دولت سرمایهدارانهی سرکوبگر
– مرز با فانتزیهای دموکراسی لیبرال و اصلاحطلبی
– مرز با شورشهای بیریشه و بیافق
و همزمان، لحظهی اتصال است:
– اتصال مبارزات پراکندهی کارگری به افق سازمانیافتهی طبقاتی
– اتصال اعتراضات معیشتی به آگاهی سیاسی
– اتصال خشم به سازمان، و سازمان به حزب
ما از دانشجویان، روشنفکران، و طبقات فرودست میخواهیم که از بازی دوگانهی «محور مقاومت» و «امپریالیسم» خارج شوند. هیچیک از این دو، نمایندهی رهایی نیستند. رهایی، تنها از دل سازمانیابی مستقل طبقهی کارگر، و از دل افق سوسیالیستی ممکن است.
ما از اعتراضات بهحق تودههای فرودست دفاع میکنیم، اما تأکید میکنیم:
مرزبندی سیاسی با صهیونیسم، سلطنت، و تهاجم نظامی، از نان شب برای طبقهی کارگر واجبتر است.
ما بهعنوان فعالین کارگری کردستان، بر این باوریم که تنها با بازگشت به سوسیالیسم انقلابی، با سازمانیابی حزبی، و با ایستادن بر قرارگاه تضاد کار و سرمایه، میتوان از این لحظات بحرانی، افقی نو برای انقلاب طبقهی کارگر گشود.
زنده باد اعتصابات کارگران
نه به صهیونیسم، نه به سلطنت، نه به امپریالیسم
آری به سازمانیابی طبقاتی، آری به انقلاب طبقهی کارگر
فعالین کارگری سنندج، بانە، مریوان، سقز، بوکان، اشنویە، پیرانشهر، مهاباد
دی ۱۴۰۴
بیانیه مشترک تشکل های مستقل در حمایت از اعتراضات حق طلبانه توده های مردم
https://t.me/syndica_7tape/8775
